ابراهيم عاملي ( موثق )
267
تفسير عاملي ( فارسي )
چون دزد محارب يعنى در جنگ با مردم ، تفاوت نيست كه به شهر باشد يا بيرون از آبادى . « أَنْ يُقَتَّلُوا » ابو الفتوح نوشته است : جزاى ايشان درخور استحقاقشان باشد بحسب آن كه كنند ، اگر قتل كنند ، و مرد كشند ببايد كشتن ايشان را و اولياء مقتول را نباشد كه عفو كنند ايشان را و اگر قتل كنند و سلب و مرد كشند و مال ربايند ببايد كشتن ايشان را و بر دار كردن پس از آنكه آنچه برده باشند باز دهند ، و اگر مال ستانند و مرد نكشند حكم آن است كه ايشان را دست و پاى به برند از خلاف يعنى دست راست و پاى چپ ، و اگر راه بخوف دارند و مرد نكشند و مال نستانند بر او بيش از نفى نباشد ، اعنى از شهرش بيرون كنند ، اين مذهب ما است و روايت باقر و صادق ( ع ) و قول عبد اللَّه عبّاس . و بعضى ديگر گفتند : امام مخيّر است از ميان اين چهار چيز و اين قول حسن بصرى است و سعيد بن المسيّب و نخعى و مجاهد . « أَوْ يُصَلَّبُوا » 36 مجمع : و امام فخر دو معنى نقل كردهاند : 1 - اوّل بكشند و بعد بدار آويزند كه آزار زياد بر او نرسد ، 2 - ابو حنيفه گفته است : يعنى او را به - دار آويزند و با نيزه بر او بزنند تا بميرد . « أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ » 36 مجمع : در اين جمله چند قول است ، و مذهب ما شيعه آن است كه از شهرى بشهرى او را برانند تا توبه كند و از كار خود دست بردارد . فخر : شافعى گفته است يعنى : اگر به اين دسته مردم دست يافتيد ، اين رفتار را با آنها بكنيد ، و اگر دست نيافتيد آنها را تعقيب كنيد تا هر وقت پيداشان كرديد همين كار را بر سرشان بياوريد . ابو حنيفه گفته است : مقصود حبس است كه از همه ى بهره هاى زندگى محروم است ، و صالح بن عبد القدّوس را كه بتهمت كفر و زندقه زندانى كردند ، چون مدّتى در آنجا ماند اين دو شعر را گفت كه آدم زندانى مانند تبعيد شده ى از دنيا است : خرجنا عن الدّنيا و عن وصل اهلها فلسنا من الاحياء و لسنا من الموتى